ای کاش شام تیره عالم سحر شود
درد و غم جدایی و هجران به سر شود
ای کاش در تلاطم این بحر خوفناک
کشتی نوح ناجی ما از خطر شود
********
عمری است شیعه دیده به در مانده نازنین
عالم در انتظار خبر مانده نازنین
یعقوب چشم در ره و کنعان در انتظار
مرد از فراق تو دل درمانده نازنین
********
کی می شود که حاجت دل را روا کنی
آن را تهی ز درد و غم و ابتلا کنی
کی می شود ولی خدا! سبز خیمه ات
را درمیان خانه قلبم به پا کنی
********
مهدی بیا که هجر تو فرسود جان ما
درد جدایی تو ربوده توان ما
بهر تو سفره دل خود را گشوده ایم
بنشین به پای سفره و شو میهمان ما
********
مهتاب پشت ابر به یکسو سحاب کن
با نور خویش جلوه چنان آفتاب کن
هستی من فدای تو مهدی فاطمه
فرش قدوم خویش دو چشم پرآب کن
********
ای میوه درخت نبوت بیا بیا
خورشید آسمان ولایت بیا بیا
یک یک گذشته در پی هم تلخ جمعه ها
دیگر بس است غصه و محنت بیا بیا
********
عالم ز دردهای تو خون گریه می کند
دل گشته مبتلای تو خون گریه می کند
وقت غروب جمعه چه سرخ است آسمان!
گویی شفق برای تو خون گریه می کند